اگر باشی محبت روزگاری تازه خواهد یافت / زمین در گردشش با تو مداری تازه خواهد یافت
دل من نیز با تو بعد از آن پاییز طولانی / دوباره چون گذشته نوبهاری تازه خواهد یافت
درخت یادگاری باز هم بالنده خواهد شد / که عشق از کندهء ما یادگاری تازه خواهد یافت
...
باعث افتخاره منه
..
....
که با خرد کردنم ثابت کردی
لقمه گنده تر از دهنت رو برداشته بودی
یه جا خونده بودم که اگر در زمان طلوع خورشید و غروب خورشید به چشمای گربه زل بزنی اونوخ بدشانسی بزرگی میاری...
عاقا از اونجایی که من خعلی محقق تشریف دارم...
نزدیکای غروب رفتم خیابون و از شانس یه گربه دیدم....
همینجوری زل زدم تو چشاش...
منننننتتتتظرررررر بد شانسی بودم که یه ماشینیه از رو گربه رد شد و بدبختو تبدیل به لواشک کرد....
الان یه 2ماهی میشه زیاد به چیزی نگاه نمیکنم.....
عایا این از اثرات گرانی بنزین است؟
عایا اثرات تحریما هنوز در هوا معلق است؟
عایا سبد کالا یک رویاست؟
عایا من ادم خواهم شد؟عایا این عایاها جوابی خواهند داشت؟
عایا به نظردادن اعتقاد داری یا بیام نگات کنم؟؟؟؟؟
اشک گاهی از لبخند با ارزش تره ,لبخندو واسه هر کسی میتونی هدیه کنی اما اشکو فقط واسه اونایی که صادقانه دوسشون داری.♥
تا حالا دقت کردین
میری حموم آب داغو وامیکنی،
چهارصدساعت وامیستی تا داغ شه،
حالا کافیه تو دستشویی اشتباهی آب داغو وا کنی؛
تو بیست صدم ثانیه میرسه به۱۲۰درجه سانتی گراد...
والا
از شیخ بهایی پرسیدند: خیلی سخت می گذرد ، چه باید کرد؟
شیخ گفت : خودت که میگویی ، سخت میگذرد ، سخت که نمی ماند !
پس خدا رو شکر که می گذرد و نمی ماند ...
گاهي ارزش واقعي يک لحظه را …
تا زماني که به يک خاطره تبديل نشود- نمي فهميم …
چقدر دردناک است جمله ی : ”يادش بخير”.
گـمـشـو کـصـافـت...
حـالـمـو بـهـم نـزن بـا اون چـشـای ور قـلـمـبـیـدت...
چـی مـیـخـوای از جـونـم ، آویزون! ازم فـاصـلـه بـگـیـر
نـذار دسـتـم بـه خـونـت آلـوده شـه...
مـیـری یـا سـاقـه طـلـایـی بـکـنـم تـو حـلـقـت...
گـم بـمـیـر دیـه....
«صدای ذهنم خطاب به مراقب بالاسرم»
اعتراف میکنم قبلنا که مامانم نوازشم میکرد خودمو لوس میکردم و مسخره بازی در میاوردم میخندیدیم. ولی الان که نوازشم میکنه و باهام حرف میزنه تمام دردای دلم میشه یه بغض و میاد تو گلوم....هیچی نمیگم و فقط خودمو کنترل میکنم که اشکم نریزه و کسی نفهمه
ولی خیلی سخته
دقت کردین ؟
وقـتی یه بــادام بشـکنی ببینی مـغـزش دو قـــلـــو ... ^ O ^
اشکــ شـوق تو چشـات حـلـقه میزنه
.
.
.
.
.
ولـی وقتی مـیخـوریش و مـــزه ی زهــرمــار مـیده ... ×_×
اون چــار لیتری اسیدو بـده به مـن لامصب
اگــــه عشقــــت..یهــــــویــــی ... بی دلیــــل ...بگه نگـــــو ...بگه نمیخــــــــــوام ... بگـــه باهـــات قهـــــــرم ...بگـــــه دوســتـــت نـــــدارم ... بگــه بســــه دیگــــه ...بگــه بــــــــــــــــــــــرو ...همــــه اینا حرفـــه زبونشــــــــه،..! حـــــــــــرف دلــــــش نیس ... !اون دلـــــــش فقـــط یه بغــــل میخــــواد ...!یــــه بغــــــــــــل محکـــــــم عاشقانــــــــه ...!