فقط که زخم ها نیستند...!
گاهی کسی
چنان نرم به تنت دست می کشد
که جایش تا ابد روی پوستت می ماند.

 



تاريخ : شنبه 10 خرداد 1393 | 18:59 | نويسنده : maybelover | ارسال نظر(0)

 

"عـاشـقـانـه ای کـوتـاه"
پـیـش از مـهـمـونـی رفـتـن ی سـَرَک تـو اتـاق مـعـشـوقـه تـون بـکـشـیـد
تـو دنـیـای خـودشـه
کـیـفـشـو خـالـی کـرده رو زمـیـن
مـرتـبـش مـی کـنـه
کـاکـائـویی کـه روز قـبـل بـهـش دادی رو پـیـدا مـی کـنـه و مـیخـوره
قـول مـیدم صـحـنـه ی دیـدنـی ای بـاشـه ..

 



تاريخ : شنبه 10 خرداد 1393 | 18:56 | نويسنده : maybelover | ارسال نظر(0)

میتونی نگاهم نكنی
اما نمیتونی جلوی چشمای منو بگیری ...
میتونی بگی دوست ندارم...
اما نمیتونی بگی دوسم نداشته باش
میتونی از پیشم بری...
اما نمیتونی بگی دنبالم نیا
پس من نگاهت میكنم- دوست دارم- وتا ابد دنبالت میام ...

 



تاريخ : شنبه 10 خرداد 1393 | 18:49 | نويسنده : maybelover | ارسال نظر(0)

 



تاريخ : شنبه 10 خرداد 1393 | 00:10 | نويسنده : maybelover | ارسال نظر(0)

سال 2020 :
معلم جغرافی : اصلی ترین عامل پاره شدن لایه ی اوزون چیست ؟؟؟؟
شاگرد : اقا اجازه ؟؟؟ کلیپس !!!!!!!!!!!!!

 



تاريخ : پنج‌شنبه 08 خرداد 1393 | 09:43 | نويسنده : maybelover | ارسال نظر(0)

خونه یه گودزیلا داریم دو روز با باباش قهر بود چون تبلت مورد علاقه اش رو نخریده بود آخرسر هم باباهه مجبور شد رفت عوض کرد....
والا ما داییمون روز تولدمون یه از این عروسکا که فشار میدی صدا میده برامون آورد تا هفت سالگی اگه حرف اسباب بازی میزدیم بابای خوبمون اونو میکرد تو دهنمون میگفت مگه این چیه؟؟بعد هفت سالگی هم حرف میزدیم با حرف های(تو دیگه بزرگ شدی/دیگه باید به فکر درست باشی/از این به بعد باید یه برنامه ریزی منظم واسه کنکور داشته باشی و...)خرمون میکردن...اصن ی وضعی...دهه هفتادی ها هم یه جاهایی حقشون ضایع شدا..

 



تاريخ : پنج‌شنبه 08 خرداد 1393 | 09:42 | نويسنده : maybelover | ارسال نظر(0)

به خاطر میخی , نعلی افتاد به خاطر نعلی , اسبی افتاد به خاطر اسبی , سواری افتاد به خاطر سواری, جنگی شکست خورد به خاطر شکستی , کشوری نابود شد...و همه به خاطر کسی بود که میخ را محکم نکوبیده بود.

 



تاريخ : پنج‌شنبه 08 خرداد 1393 | 09:40 | نويسنده : maybelover | ارسال نظر(0)

اگر باشی محبت روزگاری تازه خواهد یافت / زمین در گردشش با تو مداری تازه خواهد یافت
دل من نیز با تو بعد از آن پاییز طولانی / دوباره چون گذشته نوبهاری تازه خواهد یافت
درخت یادگاری باز هم بالنده خواهد شد / که عشق از کندهء ما یادگاری تازه خواهد یافت
...

 



تاريخ : پنج‌شنبه 08 خرداد 1393 | 09:39 | نويسنده : maybelover | ارسال نظر(0)

باعث افتخاره منه
..
....
که با خرد کردنم ثابت کردی
لقمه گنده تر از دهنت رو برداشته بودی

 



تاريخ : چهارشنبه 07 خرداد 1393 | 11:48 | نويسنده : maybelover | ارسال نظر(0)

یه جا خونده بودم که اگر در زمان طلوع خورشید و غروب خورشید به چشمای گربه زل بزنی اونوخ بدشانسی بزرگی میاری...
عاقا از اونجایی که من خعلی محقق تشریف دارم...
نزدیکای غروب رفتم خیابون و از شانس یه گربه دیدم....
همینجوری زل زدم تو چشاش...
منننننتتتتظرررررر بد شانسی بودم که یه ماشینیه از رو گربه رد شد و بدبختو تبدیل به لواشک کرد....
الان یه 2ماهی میشه زیاد به چیزی نگاه نمیکنم.....
عایا این از اثرات گرانی بنزین است؟
عایا اثرات تحریما هنوز در هوا معلق است؟
عایا سبد کالا یک رویاست؟
عایا من ادم خواهم شد؟عایا این عایاها جوابی خواهند داشت؟
عایا به نظردادن اعتقاد داری یا بیام نگات کنم؟؟؟؟؟

 



تاريخ : چهارشنبه 07 خرداد 1393 | 11:44 | نويسنده : maybelover | ارسال نظر(0)
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران