منو بچه های کلاسمون اعتراف میکنیم که روز زن رو به همه معلمامون که مرد بودن تبریک گفتیم ولی روز مرد رو به هیچکدوم از معلمامون تبریک نگفتیم
ما اینیم دیگه چی کار کنیم
دیشــــب به هـمراه خــانواده رفته بودیم پـارک....
یه جــایی چند تا مجسمـــه ســاخته بـودن!!
مامانم برگشت گفت:
اِااااااااااااااااا....... این مجسمه هـای زعــــفرون چقد قشنگ و طــبیعیه...!!!
حالا ما هــــــــــــــــــی داشتیم دنبال زعفرون میگشتیم. :|
.
.
.
.
.
بلـــــــــــــــــــــــــــــــــــه....
مدیونید اگه فکر کنید منظوره مامانم زرافه بوده...! :|
مامانم ^_^
زعفرون :|
زرافه :))
ما 0_0 :)))))))))))))))
گویند نمازی که امامش باشی / ماموم تو است عیسیِ مریم ، یا مهدی
متبرک بنمایی و قدم بگذاری هرجا / چون نبی پاک نمایی ز صنم یا مهدی
شامپو خریدم روش نوشته:
این محصول را روی سرتان بریزید و موهایتان را بمالید سپس آبکشی کنید!
من میخواستم بریزم تو دهنم قرقره کنم،خدا خیرشون بده آگاهم کردن..
تو ﺍﺗﻮﺑﺎﻥ ﺩﺍﺷﺘﻢ ﻻﺋﯽ ﻣﯿﮑﺸﯿﺪﻡ ........
ﯾﻪ ﺯﺍﻧﺘﯿﺎ ﺍﻭﻣﺪﮔﻔﺖ ﺩﺍﺭﯼ ﻻﺋﯽ ﺑﺎﺯﯼ ﻣﯿﮑﻨﯽ؟ !!!!!
ﮔﻔﺘﻢ ﻧﻪ ﺩﺍﺭﻡ ﻭﺍﺳﺖ ﻋﺮﺑﯽ ﻣﯿﺮﻗﺼﻢ ...
ﮔﻔﺖ ﺑﺰﻥ ﮐﻨﺎﺭﺷﺎﺑﺎﺷﺘﻮﺑﺪﻡ !!!!!
ﻫﯿﭽﯽ ﺩﯾﮕﻪ ......
ﮐﻨﺘﺮﻝ ﻧﺎﻣﺤﺴﻮﺱ ﺑﻮﺩ ....
ﭼﺮﺍ ﺑﺎ ﺍﺣﺴﺎﺳﺎﺕ ﯼ ﺟﻮﻭﻥ ﺑﺎﺯﯼ ﻣﯿﮑﻨﯿﺪ ﺁﺧﻪ ؟؟؟؟؟؟
این پسرایی كه ته ریش دارن
اینایی كه باشگاه نرفتن و هزار تا قرص و آمپول نزدن
اینایی كه زیر ابرو بر نداشتن
اینایی كه قدشون نه خیلی بلنده نه كوتاه
اینایی كه موهاشون نه بلنده نه بلوند
اینایی كه واسه جلب توجه دخترا تو خیابووون هزار تا دلقك بازی در نمیارن
اینایی كه وقتی كه تو كوچه تاریك دختر از روبرو بیاد سرشونو پایین میندازن
تا دختره احساس آرامش كنه
اینایی كه تو تاكسی جمع میشینن تا دختره راحت باشه
اینایی كه تك پرن
به خاطر سلامتیشون لایک کن
عاقااین لیست مخاطبین موبایل یکی ا فک وفامیلامونه،بخدافامیلیه هیچکدومونمیدونه:
ممد مرغ(اونطورکه خودش میگفت اولین بارکه دیده بودش یارومرغ دستش بود)
مجیدسی دی(طرف باکلی دک وپزکلوپ زده،اونوقت این اسمشه!)
حسن امام(توخیابون امام مغازه داره)
محسن گوسفند(بنده خدالیسانس دامپزشکی خونده)
صفرکافر(یارونمازاشوسروقت نمیخونه،محض خنده اسمشواین گذاشته)
………تازه این خوباش بود،خیلیارو روم نشدبگم!!!!
***چندتاازمخاطبینشوهم نمیدونه کی هستند،فراموش کرده.مثل:
محسن نصفه!
ی شب کل خونواده دور هم جم شده بودیم داشتیم تلویزیون میدیدیم که ی دفعه تلویزیون ی بچه رو نشون داد که پستونک دهنش بود. آقا چون بنده هم زد زیر خنده.
گفتیم چی شده؟
گفت یاد بچگیهای ممد افتادم وقتی گریه میگرد انگشت بزرگه پامو میکردم تو حلقش چون شور هم بود خوشش میاومد ساکت میشد.هاها هها ههههها
اعضای خونواده”در حال جویدن نزدیکترین اشیا”
من: آقا چون یعنی چیزی به اسم روز رستاخیز برا شوما معنی نشده. بترسید ار عان روز. به جان جان کری قسم حلالت نمیکنم.
حیف که آقا چون وگرنه میدونستم با مسواکش چیکار کنم
اگــــه عشقــــت..یهــــــویــــی ... بی دلیــــل ...بگه نگـــــو ...بگه نمیخــــــــــوام ... بگـــه باهـــات قهـــــــرم ...بگـــــه دوســتـــت نـــــدارم ... بگــه بســــه دیگــــه ...بگــه بــــــــــــــــــــــرو ...همــــه اینا حرفـــه زبونشــــــــه،..! حـــــــــــرف دلــــــش نیس ... !اون دلـــــــش فقـــط یه بغــــل میخــــواد ...!یــــه بغــــــــــــل محکـــــــم عاشقانــــــــه ...!