love
خونه یه گودزیلا داریم دو روز با باباش قهر بود چون تبلت مورد علاقه اش رو نخریده بود آخرسر هم باباهه مجبور شد رفت عوض کرد....
والا ما داییمون روز تولدمون یه از این عروسکا که فشار میدی صدا میده برامون آورد تا هفت سالگی اگه حرف اسباب بازی میزدیم بابای خوبمون اونو میکرد تو دهنمون میگفت مگه این چیه؟؟بعد هفت سالگی هم حرف میزدیم با حرف های(تو دیگه بزرگ شدی/دیگه باید به فکر درست باشی/از این به بعد باید یه برنامه ریزی منظم واسه کنکور داشته باشی و...)خرمون میکردن...اصن ی وضعی...دهه هفتادی ها هم یه جاهایی حقشون ضایع شدا..
تاريخ : پنجشنبه 08 خرداد 1393 | 09:42 | نويسنده : maybelover |
ارسال نظر(0)
درباره وب
اگــــه عشقــــت..یهــــــویــــی ... بی دلیــــل ...بگه نگـــــو ...بگه نمیخــــــــــوام ... بگـــه باهـــات قهـــــــرم ...بگـــــه دوســتـــت نـــــدارم ... بگــه بســــه دیگــــه ...بگــه بــــــــــــــــــــــرو ...همــــه اینا حرفـــه زبونشــــــــه،..! حـــــــــــرف دلــــــش نیس ... !اون دلـــــــش فقـــط یه بغــــل میخــــواد ...!یــــه بغــــــــــــل محکـــــــم عاشقانــــــــه ...!
نويسندگان
لينک هاي مفيد
آخرین مطالب
آرشیو مطالب
لينک هاي مفيد
امکانات وب